فیک تهیونگ پارت ۷:::::::::::پـلاس هیجـده///هیـجانی///عـاشقانه
فیک تهیونگ پارت ۷:::::::::::پـلاس هیجـده///هیـجانی///عـاشقانه
فیک تهیونگ پارت ۷:::::::::::پـلاس هیجـده///هیـجانی///عـاشقانه
دانلود ویدیو کلیپ آهنگ +تهیونگگگگگگگ_ا/ت بقران واست هیچی نمیارماا+حوصلم سررفته_ب من چ+ینی چی به تو چ منو ببر دور بزن_ا/تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خستمممممم کردییییییییییقیافتو واسش مظلوم کردی_درد پاشو بپوش+خودت درد_بی تربیتتهیونگ سوییشرتشو پوشید رفت پایین توهم رفتی تو اتاق تا لباس بپوشی_زود بیا من دارم میرم پایین+خاپیرهنتو در اوردی و شلوار مشکیتو پوشیدی هودی تهیونگم از کمد برداشتی و پوشیدیش و رفتی پایین نشستی تو ماشین تهیونگ با بی امیدی بهت نگاه کرد_وای خدایا خودت بهم صبر بده+چیه باز چی شده؟_اخه تو چرا هودی منو پوشیدی؟؟+دوست داشتم ماشینو روشن کرد و از پارکینگ اومد بیرون و رفتین سمت خیابون تهران اون ور رو یکم دور زدین بعد دو ساعت کل کل کردناتون رسیدین خونه(ساعت ۱۲ و نیم شب)_واییییی خسته شدمممم+حق نداری قبل من بخوابیااا میترسم چون_از چی میترسی؟+از روحخندش گرفت+به چی میخندی؟_راست میگی بعدش ارواح خبیثه میاد میخوردتت(با خنده)+هر هر هر هر خندیدم همینجوری داشت میخندید که بالشتو پرت کردی سمت صورتش و خورد بهش _هی چیکار میکنی؟+به عمت بخند_برو بابا رفت سمت اتاق و توهم برقارو خاموش کردی و دنبالش رفت_هووووووو+یا قران کریم تهیونگگگگگدوباره خندش گرفت+زهر ماررفتی افتادی رو تخت و تهیونگم اومد خوابید خودشو زد به خواب واسه همین تو واقعا ترسیده بودی +تهیونگی بیدار شووووو میترسمممیهو دستشو برد زیر کمرت و با یه حرکت روت خیمه زد+یااااا نخوابیده بودی؟؟_نهههههه+خب خداروشکر نخواب بزار اول من بخوابماروم صورتشو نزدیک صورتت کرد و لباشو گذاشت رو لبات ازت جدا شد و گذاشتت سرجات خودشم بغلت کرد و خوابیدین فردا صبحادامه دارد…..لایکا:۷۰ فیک,تهیونگ,ته ته,فیکشن +تهیونگگگگگگگ_ا/ت بقران واست هیچی نمیارماا+حوصلم سررفته_ب من چ+ینی چی به تو چ منو ببر دور بزن_ا/تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خستمممممم کردییییییییییقیافتو واسش مظلوم کردی_درد پاشو بپوش+خودت درد_بی تربیتتهیونگ سوییشرتشو پوشید رفت پایین توهم رفتی تو اتاق تا لباس بپوشی_زود بیا من دارم میرم پایین+خاپیرهنتو در اوردی و شلوار مشکیتو پوشیدی هودی تهیونگم از کمد برداشتی و پوشیدیش و رفتی پایین نشستی تو ماشین تهیونگ با بی امیدی بهت نگاه کرد_وای خدایا خودت بهم صبر بده+چیه باز چی شده؟_اخه تو چرا هودی منو پوشیدی؟؟+دوست داشتم ماشینو روشن کرد و از پارکینگ اومد بیرون و رفتین سمت خیابون تهران اون ور رو یکم دور زدین بعد دو ساعت کل کل کردناتون رسیدین خونه(ساعت ۱۲ و نیم شب)_واییییی خسته شدمممم+حق نداری قبل من بخوابیااا میترسم چون_از چی میترسی؟+از روحخندش گرفت+به چی میخندی؟_راست میگی بعدش ارواح خبیثه میاد میخوردتت(با خنده)+هر هر هر هر خندیدم همینجوری داشت میخندید که بالشتو پرت کردی سمت صورتش و خورد بهش _هی چیکار میکنی؟+به عمت بخند_برو بابا رفت سمت اتاق و توهم برقارو خاموش کردی و دنبالش رفت_هووووووو+یا قران کریم تهیونگگگگگدوباره خندش گرفت+زهر ماررفتی افتادی رو تخت و تهیونگم اومد خوابید خودشو زد به خواب واسه همین تو واقعا ترسیده بودی +تهیونگی بیدار شووووو میترسمممیهو دستشو برد زیر کمرت و با یه حرکت روت خیمه زد+یااااا نخوابیده بودی؟؟_نهههههه+خب خداروشکر نخواب بزار اول من بخوابماروم صورتشو نزدیک صورتت کرد و لباشو گذاشت رو لبات ازت جدا شد و گذاشتت سرجات خودشم بغلت کرد و خوابیدین فردا صبحادامه دارد…..لایکا:۷۰
دیدگاه خود را بگذارید