تصور کن بی تی اس از غذا تا .. ولی بیاین کپشن پارت ۴

تصور کن بی تی اس از غذا تا .. ولی بیاین کپشن پارت ۴

تصور کن بی تی اس از غذا تا .. ولی بیاین کپشن پارت ۴

دانلود ویدیو کلیپ آهنگ که یه دفعه سر آشپز گفت:بیا سفارش میز ۲۵ و ببر منم تو دلم گفتم:مرسی از این همه شانس قلبم:چته باز چرا گله مندی!؟/من:خجالتم خوب چیزیه تو اینقدر داری تن تن میزنی که من روم نمیشه برم پیش گروه مورد علاقم /قلبم :نکه خیلی برات مهمه تن زدنم /من :عه راس میگیبعد سر آشپز بلند گف:ببر دیگه بدووو منم اع خیال اومدم بیرون فوری غذاهای بی تی اس و بردم جین گف:یه آب معدنی لطفا ژذین کنم رفتم که آب بیارم که خوردم زمین راسته بلند شدم تا زایه نباشه و بعد خعلی عادی رفتم و آب و به جین دادم و اونم آب و تو یه لیوان ریخت و داد به من گفت:حتما خسته ای شد خیلی اع استرس قرمز شده بودم آب و گرفتم و خوردم بعد به کوک گفتم:با من کاری داشتین /گف:بله بریم و باهم رفتیم بیرون رستوران کوک گف:آمم اون شب و یادتون من …. که یه دفعه حواسم به دختر بچه ای که وسط خیابون داشت بستنی می خورد پرت شد تو دلم گفتم اوخی چه خوشگله ولی بعدش متوجه شدم یه ماشین داره با سرعت از اون طرف بچه میاد و ممکنه بزنه به بچه فوری دوییدم وسط خیابون و بچه هه و هل دادن اونور ولی دیدم ماشینه اینم از این پارت سلام این پارت و بخاطر د,نوشتم ولی پارتای بعد ای,راستی قبل خوندن موزیکی ,و اینکه فالو و کامنتم ف,,سلام این پارت و بخاطر دلایلی تو کپ,نوشتم ولی پارتای بعد اینجوری نیس,راستی قبل خوندن موزیکی که تو ویدیومه یا هر موزیکی که دوس دارین و بزارین بیشتر حال میده,و اینکه فالو و کامنتم فلاموش نشه میشی که یه دفعه سر آشپز گفت:بیا سفارش میز ۲۵ و ببر منم تو دلم گفتم:مرسی از این همه شانس قلبم:چته باز چرا گله مندی!؟/من:خجالتم خوب چیزیه تو اینقدر داری تن تن میزنی که من روم نمیشه برم پیش گروه مورد علاقم /قلبم :نکه خیلی برات مهمه تن زدنم /من :عه راس میگیبعد سر آشپز بلند گف:ببر دیگه بدووو منم اع خیال اومدم بیرون فوری غذاهای بی تی اس و بردم جین گف:یه آب معدنی لطفا ژذین کنم رفتم که آب بیارم که خوردم زمین راسته بلند شدم تا زایه نباشه و بعد خعلی عادی رفتم و آب و به جین دادم و اونم آب و تو یه لیوان ریخت و داد به من گفت:حتما خسته ای شد خیلی اع استرس قرمز شده بودم آب و گرفتم و خوردم بعد به کوک گفتم:با من کاری داشتین /گف:بله بریم و باهم رفتیم بیرون رستوران کوک گف:آمم اون شب و یادتون من …. که یه دفعه حواسم به دختر بچه ای که وسط خیابون داشت بستنی می خورد پرت شد تو دلم گفتم اوخی چه خوشگله ولی بعدش متوجه شدم یه ماشین داره با سرعت از اون طرف بچه میاد و ممکنه بزنه به بچه فوری دوییدم وسط خیابون و بچه هه و هل دادن اونور ولی دیدم ماشینه اینم از این پارت

دیدگاه خود را بگذارید